دل نوشته هاتون برای امام زمان عجل الله فی فرجه

                 سلام اگه دلاتون برای امامتون نامه ای با خط خون نوشت برام ارسال کنید.

{اللهم أنت کشّاف الکرب و البلوا

و إلیک أستعدی فعندک العدوا

و أنت رب الآخرة و الدّنیا

فأغث یا غیاث المستغیثین

عبیدک المبتلا و أره ی سیدهُ یا شدیدالقوا}





سوء تفاهم نشه.نگین که این برای این که بازدید کننده هاشو بالا ببره این صفحه رو گذاشت.نه اصلاً این طور نیست.اگه چیزی نوشتین اون رو میزارم توی صفحه نه توی نظرات.


چندگاهیست وقتی می گویم : اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن با آمدن نام21:04
دلربایت دلم نمی لرزد چندگاهیست وقتی می گویم : صلواتک علیه و علی آبائه
به یاد مصیبتهای اهل بیتت اشک ماتم نمی ریزم چندگاهیست وقتی می گویم : فی
هذه الساعة دگر به این نمی اندیشم که در این ساعت کجا منزل گرفته ای
چندگاهیست وقتی می گویم : و فی کل الساعة دلم نمی سوزد که همه ساعاتم از
آن تو نیست چندگاهیست وقتی می گویم : ولیا و حافظا احساس نمی کنم که
سرپرستم، امامم کنار من ایستاده و قطره های اشکم را به نظاره نشسته است
چندگاهیست وقتی می گویم : و قائدا و ناصرا به یاد پیروزی لشکرت، در میان
گریه لبخند بر لبم نقش نمی زند چندگاهیست وقتی می گویم و دلیلا و عینا
یقین ندارم که تو راهنما و نگهبان منی چندگاهیست وقتی می گویم : حتی
تسکنه أرضک طوعا یقین ندارم که روز حکومت تو بر زمین،من هم شاهد مدینه
فاضله ات باشم چندگاهیست وقتی می گویم : و تمتعه فیها طویلا به حال آنانی
که در زمان دراز حکومت شیرین تو طعم عدالت را می چشند غبطه نمی خورم اما
چندگاهیست دعای فرج را چند بار میخوانم تا هم با آمدن نامت دلم بلرزد هم
اشکم بریزد هم در جست و جویت باشم، هم سرپرستم باشی، هم به حال مردمان
عصر ظهور غبطه بخورم وهم احساس کنم خدا در نزدیکی من است و باز هم با شرم
می گویم : اللهم عجل لولیک الفرج

غم فراق

امام صادق علیه السلام می فرمایند:در زمان غیبت چشم اهل ایمان بر آن حضرت گریان است.

در نامه امام حسن عسگری علیه السلام به ابن بابویه آمده است:وظیفه تو این است که صبر کنی و منتظر فرج باشی که پیامبر خدا فمودند:بهترین اعمال امت من انتظار فرج است.

و لا تزال شیعتنا فی حزن حتی یظهر ولدی

یعنی:همیشه شیعیان ما محزون و اندوهناک خواهند بود تا اینکه فرزندم ظاهر شود همو که پیامبر صلی الله علیه و آله بشارت به ظهور او داده و فرموده:او زمین را پر از عدل و داد نماید همچنان که پر از جور و ستم شده باشد.

شوق دیدار

راوی می گوید:به سفیر دوم امام زمان عج الله فی فرجه  در زمان غیبت صغری گفتم:

شوق دیدار مولایم را دارم.پاسخ داد:خدا اشتیاق تو را پاداش دهد و با عافیت و آسایش توفیق دیدار به تو عنایت فرماید. چنین خواهشی نکن  که دوران غیبت مشتاق اوست.حکم قطعی الهی بر آن قرار گرفته است که حضرت از دیده ها پنهان باشد.پس تسلیم باش.ولی با قرائت زیارت به آن حضرت توجه کن.

امام زمان عج الله فی فرجه فرمودند که هرگاه خواستید به واسطه ما به سوی خدا توجه کرده و به سوی ما روی کنید بگویید...همچنان که خدا فرموده:سلامٌ علی یاسین.

اللهم اکشف هذه الغمة عن هذه الأمة بحضوره و عجل لنا ظهوره إنهم یرونها بعیدا و نراه قریبا



دل نوشته



مهدی جان!
آلودگی دلهایمان از حد هشدار فراتر رفته, نفس هایمان به شماره افتاده, سالهاست زندگیمان تعطیل رسمی است...
هوای باریدن نداری مولا جان؟!؟

.

.



ما منتظر منتقم فاطمه هستیم

ماه رجب مبارک


حضرت فاطمه سلام الله علیها الگوی یک زن جوان......مطالب پایانی

حضرت زهرا سلا م الله علیها در سن شش یا هفت سالگی بودند که در قضیه ی شعب ابی طالب بعد از به وجود آمدن مشکلات زیادی همچون:فوت جناب ابوطالب که پشتیبان پیامبر صلی الله علیه و آله و امید ایشان بود و خدیجه کبری که او هم از بزرگترین کمک روحی پیامبر صلی الله علیه و آله بود.

ایشان در آن شرایط خطرناکی که پیامبر باید از کار خودش نزد اینهایی که دچار محنت شده اند دفاع کند همچون یک مشاور.مثل یک پرستار برای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بوده است.آن جا بود که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:  فاطمه علیها سلام ام ابیها یعنی مادر پدرش است.

این احساس مسئولیت است.آیا این نمی تواند برای یک جوان الگو باشد که نسبت به مسائل پیرامون خودش زود احساس مسئولیت کند.زود احساس نشاط کند؟

آن سرمایه عظیم نشاط را که در وجود او هست.خرج کند برای این که غبار کدورت و غم را از چهره ی پدری که حدود پنجاه سال از سنش می گذشته است پاک کند.آیا این نمی تواند برای یک جوان الگو باشد؟

شما ببینید شوهرداری فاطمه زهرا سلام الله علیها چگونه بود. در طول ده سالی که پیامبر در مدینه بودند حدود نه سالش حضرت زهرا سلام الله علیها و امام علی علیه السلام  با هم دیگر زن و شوهر بودند.در این نه سال جنگ های بزرگ و کوچکی ذکر کرده اند حدود شصت جنگ اتفاق افتاده است در اغلب آنها امیرالمومنین هم بوده است . حالا شما ببینید او خانومی است که در خانه نشسته و شوهرش مرتب در جبهه است و اگر در جبهه نباشد جبهه لنگ می ماند انقدر جبهه وابسته به اوست.از لحاظ زندگی هم وضع رو به راهی ندارند.همان چیزهایی که شنیده اییم که{یطعمون الطعام علی حبه مسکیناً و یتیماً و اسیراً انما یطعمکم لوجه الله}

یعنی حقیقتاً زندگی فقیرانه ی محض داشته اند در حالی که دختر رهبر است.دختر پیامبر است.یک نوع احساس مسئولیت هم می کند.

ببینید انسان چه روحیه ی قوی باید داشته باشد تا بتواند این شوهر را تجهیز کند.دل او را از وسوسه ی اهل و عیال و گرفتاری های زندگی خالی کند.به او گرمی بدهد.بچه ها را به آن خوبی تربیت کند.حالا شما بگویید امام حسن و امام حسین علیهم السلام امام بودن و طینت امامت داشتند.اما زینب کبری سلام الله علیها که امام نبود.فاطمه زهرا سلام الله علیها این گونه خانه داری . شوهرداری و کدبانویی کردند و این طور محور زندگی فامیل ماندگار در تاریخ قرار گرفتند.آیا اینها نمی تواند برای یک دختر جوان یک خانم خانه دار الگو باشد؟اینها خیلی مهم است.دوستان من به این فکر نباشید که اسلام خواستار این است که یک زن در هر شرایطی در خانه بنشیند چون خود حضرت زهرا سلام الله علیها گاهی اوقات با وجود این که زن بود و زن هم در جامعه ی عرب آن موقع هیچ اهمیتی نداشت برای دفاع از رهبر و ولی امر خود به صحنه می آمد و از امام خود حمایت می کرد یا مثل این که ایشان هر هفته روزهای شنبه به سوی مزار شهدای احد می شتافت و برای حمزه و دیگر شهدای احد.طلب امرزش و علو درجات می نمود.و ایشان آنگاه که مصالح جامعه و نظان اسلامی را در خطر می بیند.به سوی مسجد می شتابد و در حضور جمع کثیری از مردان مهاجر و انصار غاصبان حکومت را به محاکمه می کشاند.این است زن کامل.


رفتــــی و چـــــشم هــــای مرا تار کـرده ای
طفـــــلان خــــویش را هــــم عزادار کرده ای
خــــــانه نشــــــــــین ترین هـــــمه روزگار را
در غــــــربت مدینــــــــــه گـــــرفتار کــرده ای
رفتــــــی و ناتـــــوانی ایـــــن غـمْ کشیده را
بـــــر ناکــــسان شــــــهر پــــــدیدار کرده ای
دیگــــــر کــسی جـــــواب مرا هم نمی دهد
یعــــــــــنی مرا بـــــدون طــــــــرفدار کرده ای
من بی تــــو؟ تو بدون من؟ ای وای بر علی!
دیــدی مرا چه بی کس و بــــی یار کرده ای
رفتــــــی و یــــــــادگاری آن روز شــــــــوم را
نـــــقاشـــــــی روی در و دیـــــــوار کــرده ای
یــــادم نمــــــــــی رود کــــــه برای دفاع من
خــــــــــــود را اســــیر پنجۀ مسمار کرده ای

خدا کند این ماه هرچه زودتر بیاید و انتقام سیلی زهرا بگیرد

حضرت فاطمه سلام الله علیها الگوی یک زن جوان

                   حضرت فاطمه سلام الله علیها  در انتخاب دنیا و آخرت.سرای باقی را برگزیده و سیره زندگانی خویش را بر بی اعتنایی به زخارف دنیایی و قناعت به حداق نیازهای ضروری بنا ساخته بود.زندگانی او به دور از تشریفات و تجملات و در عین سادگی.لبریز از صفا.نشاط و زیبایی های معنوی بود.ساده زیستی حضرت فاطمه سلام الله علیها نه از روی فقر و ناداری.بلکه برخاسته از اوج معرفت و غنای روحی آن حضرت بود.بهترین شاهد ایین مدعا.آن دوران از زندگانی حضرت فاطمه سلام الله علیها است که فدک در اختیار ایشان بود.فدک:سرزمین حاصل خیزی بود که می توانست تمام گندم مورد نیاز مدینه را تامین کند.بعد از آن که پیامبر صلی الله علیه به فرمان خدا فدک را به دخترش بخشید.تمام درآمد آن در اختیار حضرت فاطمه سلام الله علیها قرار گرفت.اما این درآمد نتوانست صفا و سادگی ایشان را دگرگون سازد چرا که حضرت فاطمه سلام الله علیها از دنیا رهیده.تمام حاصل فدک را فدای رضایت و خشنودی خداوند می کرد.

باری.ساده زیستی حضرت فاطمه سلام الله علیها  نه پیامد جبر و تحمیل روزگار.بلکه رهاورد انتخابی عارفانه بود.

نکته مهم دیگر.توجه به عنصر زمان و مکان در تأسی به الگوهاست.

حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها وظیفه خود می داند که در شرایطی قیام کند و به کوچه و خیابان و مسجد بیاید و برای مردم سخنرانی کند و به دفاع از امام مظلوم بپردازد و همچنین امامان دیگر مثل امام حسن علیه السلام وظیفه خود می بیند که با معاویه صلح کند و امام حسین علیه السلام اصل و ریشه دین را در خطر می بیند و لذا خود و خانواده و یاران خود را فدای آن می سازد.


                      خدا کند که این ماه هر چه زودتر بیاید و انتقام مادر پهلو شکسته اش را بگیرد

بسم الله الرحمن الرحیم                   "إنّا أعطَیناکَ الکَوثَر"

         می ندانم قصّه ی میخ و در و دیوار چیست

ای دل از آن سینه ی گنجینه ی اسرار پرس

ظالمی از روی طغیان پهلویی مجروح کرد                                    

صحّت این ماجرا از آهنین مسمار پرس

محسن از آسیب در شد کشته و زهرا علیل                                

گر ترا باور نباشد از در و دیوار پرس

باب بیت مصطفی و مهبط جبرییل را                                          

از چه رو آتش زدند از شعله های نار پرس

با چه علّت رفت زهرا با جوانی از جهان                                     

از دو بازوی کبود و چهره ی گلنار پرس

سرّ غسل و دفن و کفنِ دختر خیرالأنام                                    

در شب از آه و فغان حیدر کرّار پرس



جرعه ای از کوثر

آفرینش.طفیل هستی زهراست

یا أحمدُ! لو لاک لما خلقتُ الأفلاک

و لو لا علیّ لما خلقتُک

و لو لا فاطمه علیها السلام لما خلقتکما


پیامبرصلی الله علیه و آله  بارها فرمودند:إنّما فاطمهُ بضعهُ منّی و من آذاها فقدآذان        و فرمودند:إنّ الله لِیَغضِبُ لِغَضَبِ فاطمه علیها سلام و یرضی لرضاها


أتریدُ أن تحصی فضائلَ فاطمِ         نَفَدَ الحسابُ و فضلُها لم ینفد

می خواهی از فضائل فاطمه ی زهرا آمار بگیری؟ عددها تمام می شود.ولی فضائل ان حضرت پایان نمی پذیرد.

فاطمهُ و ما أدراکَ من فاطمهُ؟



ماجرا از آنجا آغاز شد که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم رحلت نمود و هنوز  غسل و تدفین آن حضرت به پایان نرسیده بود.

عده ای با اجتماع خود. جریان سقیفه بنی ساعده را رقم زدند.

ماجرای سقیفه را - با اندک اختلافی در تعابیر- هم شیعه و هم اهل سنت نقل کرده و پذیرفته اند.{در خانه پیامبر صلوات الله علیه هنوز کار شست و شوی بدن مطهر پیامبر تمام نشده بود که فریاد الله اکبر برخواست.

امام علی علیه السلام به عباس فرمودند: این تکبیر برای چیست؟

عباس پاسخ داد: آنچه نباید بشود-انجام شد.

دیری نپایید که جماعتی به سوی خانه حضرت فاطمه به حرکت در آمدند.

از بیرون خانه صدای بلند شد که بیرون بیایید وگرنه همه شما را آتش می زنیم.

خانه فاطمه-خانه وحی بود که پیامبر و حتی جبرئیل بدون اجازه به درون آن وارد نمی شدند.

اما پس از رحلت آن حضرت خانه مورد هجوم واقع شدو اهل آن مورد اهانت و تهدید قرار گرفتند.

که حادثه ی آن را قدیمی ترین و موثق ترین مورخان اهل سنت نقل کرده اند.



آجرک الله یا بقیّه الله


خدا کند این ما هر چه زودتر بیاید


عیدِ عجین شده با فاطمیه

عید حقیقی را کسانی درک می کنند که با یک چشم بر گذشته ای که پر از عبرت بوده بنگرند
{ و ببینند که آیا به هدفشون رسیدند یا نه؟ اگه رسیدین خدا رو شکر اگه نرسیدین پس کم سعی و تلاش کردین چون خدا میگه
لیس للانسان الا ما سعی.}

و با چشم دیگر به آینده سبز لبخند بزند.
--------------------------------------------------------------------------
با آرزوی 12 ماه شناخت صحیح
52 هفته معرفت آسمانی
365 روز صداقت
8760 ساعت مهربانی
52500 دقیقه توکل به خدا
3105000 ثانیه غرق در لذت بخش ترین عشق هستی

سال جدید مبارک
----------------------------------------------------------------------------
این سال به نور فاطمیه زیباست
روزی تمام سال ما با زهراست
با بردن نام فاطمه{سلام الله علیه}فهمیدیم
سالی که نکوست از بهارش پیداست
---------------------------------------------------------------------------
قلب مرا ز خانه تکانی معاف کن
بگذار روی شیشه بماند غبار تو
امسال که بدرد ظهورت نخورده ام
سال جدید کاش بیایم به کار تو
خدا کند این ماه هرچه زودتر بیاید

منتظریم
السلام علیک یا اباصالح المهدی

پس چرا؟...................

سلام

نمی دونم چقدر امام زمان تو ذهن و قلبتونه



خدا کند که این ماه{امام زمان} زودتر بیاید.......

پروردگارا ببخش مرا:از اینکه....

.....با صدای بلند خندیدم و سختی آخرت را فراموش کردم.
.
.
...عفت زبانم را به لغات بیهوده آلوده کردم.
.
.
...زیبایی قلمم را به رخ کسی کشیدم.
.
.
...تظاهر به دانستن مطلبی کردم که اصلاً آن را نمی دانستم.
.
.
...برای دوستم آرزوی کفر کردم تا ایمانم نمایانتر شود.




   خدا کند این ماه زودتر بیاید...
خدا کند این ماه زودتر بیاید ...خدا کند این ماه زودتر بیاید ...

روشن تر از خورشید

حقانیت حضرت مهدی عجل الله فی فرجه هنگام ظهور چنان روشن و واضح است که هیچ شک و شبهه ای برای کسی باقی نمی ماند-امام صادق علیه السلام در این زمینه آیه شریفه{سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق}را قرائت کردند.وهنگامی که آن حضرت از گروه های مختلف که با پرچم های گوناگون که قبل از ظهور امام زمان عجل الله فی فرجه قیام می کنند و امر را بر مردم مشتبه می سازند خبر داد___راوی به گریه افتاد و حضرت فرمودند:به خدا سوگند امر ما از خورشید روشن تر است.



خدا کند این ماه زودتر بیاید.....

شعر امیرالمومنین در رابطه ی منجی عالم

آفرین بر امام دلیری که لشکرهای مشرکین را با شمشیر بران به ذلت می کشاند.

و این دین را در هر سرزمینی آشکار می سازد بینی مشرکان ستمکار را به خاک می مالد .

ای مشرکان!وای از چیره شدن فنا و نابودی و صد وای بر کسی که ستمگر بوده است.

پهنه زمین را از هر آفتی پاک می کند و بینی هر ستمکاری را به خاک می مالد.

امر به معروف می کند در حالی که ستاره حق به دست قائم طلوع می کند.

و بساط عدالت را در شرق و غرب عالم می گستراند و دین حق را در رأس همه امور یاری می کند.

این سخن را برای این که افتخاری برای ما باشد نگفتم-بلکه سخنی است برگزیده از آل هاشم{یعنی محمدبن عبدالله صلی الله علیه و آله}که به من خبر داده است.

و درمورد علائم ظهور خطاب به فرزندش امام حسین علیه السلام می فرماید:

پسرم زمانی که {قبائل} ترک مضطرب و آشفته شدند-منتظر ولایت مهدی باش که قیام خواهد کرد و در میان مردم به عدالت رفتار خواهد نمود.

{آن زمانی که}پادشاهان روی زمین از آل هاشم ذلیل و خوار شوند و کسی از ایشان بیعت بگیرد که اهل خوش گذرانی و لهو و لعب است.همچون کودکی که رأی و تدبیر و عقل ندارد و در کارهایش جدی نیست.

در این هنگام است که قائم به حق از شما ظاهر شود و حق را می آورد و بدان عمل می کند.

او همنام پیغمبر خداست-جانم فدای او باد-ای پسرانم!او را خوار نکنید و در نصرت و یاری او تعجیل نمایید.


خدا کند این ماه زودتر بیاید...

کلماتی در معرفت نفس

«یک»
آن که خود را نشناخت چگونه دیگری را می شناسد؟!
«دو»
آن که از صحیفه ی نفس خود آگاهی ندارد از کدام کتاب و رساله طرفی می بندد؟!
«سه»
آن که گوهر ذات خود را تباه کرده است چه بهره ای از زندگی برده است؟!
«چهار»
آن که خود را فراموش کرده است از یاد چه چیز خرسند است؟!
«پنج»
آن که می پندارد کاری برتر از خودشناسی و خداشناسی است چیست؟!
«شش»
آن که خود را درست نساخت پس به چه کاری پرداخت؟!
«هفت»
آن که معاش مادی را وسیله مقامات معنوی نگیرد سخت در خطاست.
«هشت»
آن که طبیعتش را بر عقلش حاکم گردانیده است در محکمه ی هر بخردی محکوم است.
«نه»
آن که کشتزارش را وجین نکند-از گیاه هرزه آزار بیند.

«ده»
آن که چند روزی کشیک نفس خود بکشد و صادرات و واردات آن را مواظب باشد به درد خود می رسد و چاره درمانش می کند.

نامردا بقیع رو خراب کردن !

نمی دانم از کجا شروع کنم  !

می گوید از دلت بگو...

دلم می گوید فردا هشتم شوال است...  ولی ما نمی دانیم فردا چه روزی است ...

چرا ٬ می دانیم ... هشتم شوال اصلا روز نیست ... تاریکیست ... ظلمات است ...شب است...

 گریه و اشک است...

امام زمان ... مادرم زهرا ... جدم علی ... افسوس ...

نامردا حمله کردند ...

هجوم آوردند ...

خراب کردند و اشک را و نفرت را ٬ از قلب ما جاری کردند... و بدانند این اشک هایی که ما از قلب جاری

ساختیم ٬ سیل میشود و نابودشان میکند...

جنه البقیع(قبرستان بقیع )خراب شد...

زائرین حرم رسول الله ٬ زائرین حرم خدا ٬ زائرین ائمه ....

ما را در غمتان شریک بدانید...

 

                                             خدا کند این ماه زودتر بیاید ...

 

چند دقیقه تفکر / قسمت اول

 

ما هر شب منتظر طلوع خورشید هستیم ، اما معنای انتظار خورشید آن نیست که دست روی دست

بگذاریم و تا صبح در تاریکی به سر بریم ، بلکه هر کس اتاق خود را روشن می کند.

ما در زمستان منتظر فرا رسیدن تابستان هستیم ، ولی انتظار تابستان به آن معنا نیست که در زمستان

بلرزیم و اتاق خود را گرم نکنیم. در زمان غیبت امام زمان نیز باید به مقدار توان خود با ظلم مبارزه کنیم

و امر به معروف و نهی از منکر را فراموش نکنیم .

و در روایات هم می خوانیم : " افضل الاعمال  انتظار الفرج "

 پس نتیجه میگیریم انتظار یک عمل است ، و کسی که منتظر آمدن مهمان است در خانه آرام نمیشیند.

پس همه با هم برای پذیرایی از مهمانمان آماده می شویم.

قسمت دوم

راوی گوید خدمت امام باقر علیه السلام عرض کردم:علامت ظهور چیست؟حضرت فرمودند:آیا ممکن است صبح{طلوع فجر}مخفی باشد؟عرض کردم :نه_ فرمودند:هنگامی که امر ما ظاهر شود از صبح روشن تر و واضح تر خواهد...تقوای الهی پیشه کنید و خود را برای به حکومت رسیدن ظالمان به کشتن ندهید.

 

                                        خدا کند این ماه زودتر بیاید...

ادامه نوشته

الهی نامه (نوشته علامه حسن زاده آملی)    /    بخش اول

 

الهی به حق خوددت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرینت نورم ده !

الهی راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر !

الهی "یا من یعفو عن الکثیر و یعطی الکثیر باالقلیل" از زحمت کثرتم وارهان و رحمت وحدتم ده !

الهی سالیانی می پنداشتم که ما حافظ دین توایم "استغفرک اللهم" در این لیله الرغائب 1390 هجری

قمری فهمیدم که دین تو حا فظ ماست "الحمدک اللهم"

الهی چگونه خاموش باشم که دل در جوش و خروش است و چگونه سخن گویم که خرد مدهوش  و

بیهوش است !

الهی ما همه بیچاره ایم و تنها تو چاره ای و ما همه هیچ کاره ایم و تنها تو کاره ای !

الهی از پای تا فرقم در نور تو غرقم . " یا نور سماوات و الارض انعمت فزد"

الهی وای بر من اگر دانشم رهزنم شود و کتابم حجابم !

الهی چون تو حاضری چه جویم . و چون تو ناظری چه گویم ؟

الهی چگونه گویم نشناختمت که شناختمت و چگونه گویم شناختمت که نشناختمت !

 

                                   خدا کند این ماه زودتر بیاید ...

 

غروب سرخ جمعه...

در بی انتهای زمان دلها هر لحضه بی قرار عشق می شود و انگاه که دلی در اسارت عشق است دل تمام

ذکرش عشقش می شود و ما یاران گمنام عشق را به چه زیبایی معنا کردیم و چشممان را برای یار

غنیمت  داده ایم...

معنای غروب سرخ جمعه ها را چشمان من به خوبی می داند و چشمان من دفتر خاطرات کوچکی است با

برگه ها ی سرخ که خالی از لحظه های انتظار است و چه ذوقی دارد چشمان من هنگام طلوع

خورشید برای نوشتن خاطرات وچه اندوهناک است غروب سرخ جمعه ها .چشمانم می بارد وتوان نوشتن

را از من گرفته اند .چشمانم خون می بارد ورنگ سرخ را در برگه ی دفترم نقاشی می کند...

چشم انتظاران نابینا تو را روزی درک خواهند کرد....

آنکه در خلوت ذهنم سکوت بی عدالتی را می شکند تویی" یا مهدی"

(منبع وبلاگ : پیروان گمنام)

 

 

                                                   خدا کند این ماه زودتر بیاید...

سوال: آیا خواندن قرآن (به زبان عربی) بر ما تاثیر دارد؟

«از عالمی پرسیدند: کسی که قرآن می خواند و نمی داند که چه می خواند، آیا هیچ اثری دارد؟

گفت: کسی که دارو می خورد و نمی داند که چه می خورد، اثر می کند؛ چگونه قرآن اثر نکند، بلکه

بسیار اثر می کند!؟ پس چگونه خواهد بود، اگر بداند که چه می خواند»

(منبع: سایت   www.hawzah.net )

 

 

                                     خدا کند این ماه زودتر بیاید...

مهمانی حسین...

مجلس حسین هست اما جای حسین خالیست...

مجلس حسین هست ولی حسین خودش نیست... بویی از قرآن نیست... بویی از شهدا نیست...

بوی عاشورا پراکنده نیست... بوی کربلا به مشام نمی رسد... کسی بوی نینوا را احساس نمیکند...

نه قرآنی، نه نمازی، نه گریه ای، نه نوحه ای، نه معرفتی، نه شناختی، نه علاقه ای....

 حسین را در تبل و سنج و زنجیر  و محرم را در بلند کردن علم خلاصه کرده ایم...

و تبل های یاماها ، حسین امروز ما را تشکیل می دهند...

می گوییم دوست حسین هستیم...

اما این چه دوستی ای است که بویی از دوستان نمی دهد... مگر نباید همرنگ شد ، همرنگ خدا شد ،

همرنگ حسین شد...

می کوبیم بر تبل هایی که نام مقدس حسین روی آن نوشته شده... می کو بیم بر نام زیبای علمدار

کربلا... 

بیایید با هم حسین را بشناسیم...

 

 

                                        خدا کند این ماه زودتر بیاید... 

همانا حسین چراغ هدایت بشریت و کشتی نجات آنهاست...

 

  پس چه خوب می شد که از روشنایی این چراغ همیشه تابان برای رهایی از ظلمات استفاده

می کردیم و با سوار شدن بر این کشتی نجات از این دریای مواج عبور می کردیم و به او

 می رسیدیم  و من انصاره ی و اعوانه می گشتیم و المستشهدین بین یدیه....

 

                                          خدا کند این ماه زودتر بیاید...

              

حسن و حسین(ع) پسران پیامبرند...

مباهله چیست؟

.

.

(( فمن حاجک فیه من بعد ما جاءک من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءکم و نساءنا و نساءکم و

انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله علی الکاذبین....))      آیه ۶۱ سوره آل عمران

خداوند متعال در این آیه به رسولش می فرماید: هرگاه کسانی با تو به ستیز برخاستن به آنها بگو:

ما فرزندان خود را دعوت می کنیم و شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را فرا می خوانیم و شما

هم زنان خود را، ما نفوس (عزیزان) خود را دعوت میکنیم و شما هم نفوس خود را. و آنگاه مباهله

می کنیم و لعنت خدا را بر دروغ گویان قرار می دهیم.

 

شان نزول این آیه بر می گردد به زمانی که رسول مکرم اسلام مسیحیان زمان خود را (که در شهر نجران

واقع در یمن) به دین اسلام دعوت می کنند آن ها حقانیت اسلام و معجزات حضرت رسول را انکار

می کنند و با ایشان به مخالفت می پردازند. در نتیجه خداوند متعال آیه ی ۶۱ سوره ی مبارکه ی آل

عمران را بر ایشان نازل می کنند و به رسول الله می فرمایند که به آن ها بگو:((ما فرزندان خود را دعوت

می کنیم و شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را فرا می خوانیم و شماهم زنان خود را، ما نفوس

(عزیزان) خود را دعوت میکنیم و شما هم نفوس خود را. و آنگاه مباهله می کنیم و از خدا می خواهیم

دروغ گویان را لعنت کند))وقتی پیامبر اسلام از جانب خدا این پیشنهاد را به مسیحیان نجران میکند آنها

قبول میکنند تا به مباهله بپردازند... اما وقتی که روز مباهله فرا میرسد پیامبر امام حسن و امام حسین

را که در آن زمان کودکی بیش نبودن به عنوان فرزندان خود و حضرت فاطمه و حضرت علی را به عنوان

همسران و عزیزان خودمی برند.     مسیحیان وقتی به چشمان نورانی امام حسن و امام حسین نگاه

می کنند نگران می شوند با خود میگویند نکند حق با آن ها باشد و لعن و نفرین آن ها ما فرزندان ما را

نابود کند .در نتیجه از مباهله (لعن و نفرین کردن یکدیگر) خودداری می کنند.

 

                                              خدا کند این ماه زودتر بیاید....

اذا جاء نصرالله والفتح

اذا جاء نصرالله والفتح ...

چون هنگام فتح و پیروزی خدا فرا رسد مردم را بنگری که چگونه فوج فوج به دین خدا (اسلام) وارد

شوند...(سوره ی نصر)

واقعا چه زمانی و چگونه خداوند به پیروزی نهایی می رسد؟؟

 خداوند توسط چه کسی جهان و جهانیان را فتح می کند؟؟

منتظر مطالب جدید باشید...(اثبات وجود نازنین امام زمان (عج) با آیات قرآن...)

 

                                         خدا کند این ماه زودتر بیاید...

کلامی از بزرگان...

 مرحوم آیت الله بهجت: ما آمده ایم طوری زندگی کنیم تا قیمت پیدا کنیم ، نه این که به هر قیمتی

زندگی کنیم!!    زندگی ما حکایت آن یخ فروشی است که از او پرسیدند: یخ فروختی؟؟ گفت نه اما

تمام شد... 

 

 

خدا کند این ماه زودتر بیاید...

مگر به غیر از این است که شهدا زنده اند پس چرا با شهدا زندگی نمی کنیم؟؟

 

"ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون"   (آیه ی169 سوره آل عمران)

و گمان نکنید کسانی که در راه خدا کشته شده اند مرده اند بلکه زنده اند و در نزد پروردگارشان روزی می گیرند.

.

.

داشته ها و نداشته های شهر ما (خطه ی مبارک فریدونکنار) :

شهر ما اتو بوس واحد  ندارد ولی شهید دارد ...

شهر ما راه آهن ندارد ولی شهید دارد ...

شهر ما جاده های صاف و تمیز ندارد ولی شهید دارد ...

شهر ما شهرک صنعتی ندارد ولی شهید دارد ...

شهر ما امنیت ندارد ولی شهید دارد ...

شهر ما مسئولین دلسوز ندارد ولی شهید دارد ...

شهر ما امکانات فرهنگی ندارد ولی شهید دارد ...

شهر ما سر و سامان ندارد ولی شهید دارد ...

شهر ما امکانات تفریحی ورزشی ندارد ولی شهید دارد ...

در شهر ما جوانان کار ندارند ولی شهدا را دوست دارند ...

 شهر ما گلزار شهدا دارد ...

شهر ما هیچ چیز ندارد ولی همه چیز دارد !!         چون شهر ما 350 شهید دارد...

شهر ما شهر بهشت است !!           چون جوان شهر ما با شهادت انس دارد...

شهر ما شهر بهشت است !!           چون جوانان نیکو سرشت دارد...

شهر ما حسین بصیر دارد...     شهر ما سردار فدایی دارد...    شهر ما سیزده فرمانده شهید دارد...

سال هاست که از جنگ گذشته اما هنوز هم که هنوزه شهدای شهر ما به وطنشان باز نگشته اند...

مگر در شهر ما چه چیزی اذیتشان می کند که نمی آیند...

و یا اگر بیایند بعد از 25 سال می آیند...

ولی خوشحالیم ...    چون که می دانیم مردان خدا سر انجام می آیند...

چه یک سال بگذرد ...    چه دو سال بگذرد ...     چه بیست و پنج سال بگذرد ...     بلاخره می آیند...

چون شهید حسین جان کریمی بعد از بیست و پنج سال به خانه ی خود برگشت...

او دیروز برگشت...      او در تاریخ ۲/۷/1390 به شهر خود برگشت...

مردم ما هم خوشحال شدند و به استقبال او رفتند...      چه استقبال بی نظیری...        هرگز از یادم نمی رود...

شاید جنگ تمام شده باشد اما تهاجم و در مقابل آن مقاومت ما ادامه دارد...

مقاومتی که موجب به شهادت رسیدن برادر عزیزم شد...      

 برادری که کمیل نام داشت...         پهلوانی که به صفری شهرت داشت...

او برای حفظ اسلام جنگید ...

او برای بیرون راندن گروه پژاک جنگید...

خدا خیرش بدهد که خالصانه جنگید...

 خدا شهادت را قسمت همه ی ما بکند...

 

مگر به غیر از این است که این همه شهید برای حفظ اسلام دادیم ...؟ پس چرا این بی مروت ها اسلام را رها کردند...؟

چرا صدای آهنگ و ترانه و رقص از خانه ها بلند شده...؟

چرا عروسی ها در شهر ما با این وضع برگزار میشه...؟

چند روز پیش صدای بلند ترانه ی غیر مجازی که پر از معصیت و گناه بود از خونه ی یکی از همسایه ها بلند شد...

صدای هل هل زن ها می آمد...

صدای پایکوبی و رقص می آمد...

تا زمانی که یک  تیلر کشاورزی با آن همه سر و صدایش از کنارم رد شد...

در آن لحظه پرواز کردم...          چون دیگر آن صدا های ناهنجار را احساس نمی کردم...

و سوالی دارم ...

چرا باید سر و صدای یک تیلر کشاورزی دل نوازتر از برنامه ی عروسی هایمان باشد...؟؟

شهدا برای چه رفتند؟؟

مگر به غیر از این است که شهدا زنده اند پس چرا با شهدا زندگی نمی کنیم؟؟

 

                                              خدا کند این ماه زودتر بیاید...

بانک ملی...

"من ذا الذی یقرض الله قرضا حسنه فیضعفه لو اضعافا کثیره و الله یبقض و یبصط و الیه ترجعون"

کیست که خدا را قرض الحسنه (وام نیکو) دهد تا خدا آن را برای او چندین برابر بیافزاید؟ و خداست

که میگیرد و می دهد و به سوی او همه بازگردانده می شوند (آیه 245 سوره بقره)

.

.

واقعا چه کسی قرض الحسنه (وام نیکو) می دهد؟

آیا واقعا در کشور اسلامی ما احکام الهی اجرا می شود؟

آیا بانک های ما اسلامی هستند؟

آیا بانک های ما برای اینکه احکام اسلامی را رعایت کنند وام های قرض الحسنه می دهند یا اینکه فقط 

حج عمره ثبت نام می کنند؟

بانک ملی ما که ادعای بزرگترین بانک جهان اسلام را دارد چه می کند؟

برای ثبت نام حج به مردم وام قرض الحسنه می دهد یا اینکه به پرداخت وام جعاله (ربا) می پردازد؟

مثلا چند سالی است که لقب بزرگترین بانک جهان اسلام را نیز گرفته است.

چرا با نام اسلام هر کار که می خواهیم می کنیم و مردم را نسبت به این دین مبین بد بین می کنیم؟

چرا اسلام واحکام اسلام را به بازی گرفته ایم؟

آیا خودمان عامل نیامدن آن ماه تابان نیستیم؟

بیایید همه با هم تصمیم بگیریم که به اسلام عزیز عمل کنیم...

 

                                             خدا کند این ماه زودتر بیاید...

 

  

پس چرا جبهه ها رو رها کردیم؟

سلام علیکم...

چند سالی هست که وقتی هفته دفاع مقدس میشه کشور ما هم حال و هوای اون موقع ها رو پیدا میکنه...

مثلا تو مساجد یادواره می گیرن یا تو ادارات جلساتی برای بزرگداشت دفاع مقدس گرفته میشه یا اینکه

نمایشگاه هایی برای یاد آوری اون دوران پدید میاد...

در جلوی بعضی از ادارات شهر ما هم سنگر هایی درست میشه که مردم رو به یاد اون موقع ها بندازه...

ولی یه سوال پیش میاد که آیا اون موقع ها هم تو جنگ سنگر ها خالی بود؟؟

اگه جواب آره هست پس چرا در جنگ پیروز شدیم ؟ ولی اگه جواب نه هست پس چرا این سنگرهایی

که الان جلوی ادارات ایجاد میشه خالی هست؟؟

مثلا ما الان هم در حال جنگیم . اینو من نمیگم چفیه ی روی دوش آقا میگه...

شاید جنگ نظامی نداشته باشیم ولی یه جنگ نرم داریم که خیلی از این جنگ های نظامی سختر و

پیچیده تر هست.

چرا توی این سنگر ها خالی هست؟

چرا مساجد خالی شد؟

مگه حضرت امام نفرمود : مساجد سنگرند سنگر ها رو پر کنید؟

پس چرا مساجد شهر ما هر روز خلوت تر میشن؟

پس چرا جبهه ها رو رها کردیم؟

.

.

خدا یا به ما قدرت انجام وظایفمان را عطا فرما.

 

                                                       خدا کند این ماه زودتر بیاید...

چه می شود که یارش باشیم...

با کدام آبرویی روز شمارش باشیم ؟
عصرها منتظر صبح وصالش باشیم؟
اینهمه لاف زن و مدعی اهل ظهور
پس چرا یار نیامد که کنارش باشیم؟
سالها منتظر سیصد و اندی مرد است
آنقدر مرد نبودیم که یارش باشیم
ما چرا؟ خوبترین ها به فدای قدمش
حیف او نیست که ما میثم دارش باشیم؟
اگر آمد خبر رفتن ما را بدهید
به گمانم که بنا نیست کنارش باشیم...

فقط اونه که به فکر ما هست...

خدا به بنده گفت : بنده من یازده رکعت نماز شب بخوان .

بنده به خدا می گه :خدایا آخه من ...خسته ام  نمی تونم .

 خدا :عیبی ندارد. دو رکعت نماز «شفع» و یک رکعت نماز «وتر» بخوان .

بنده : خدایا حال ندارم. برایم مشکله نیمه شب بیدارشم .

خدا :بنده من قبل از خواب این سه رکعت رو بخوان .  

بنده  : خدایا سه رکعت زیاده.

.

.                                              خدا کند این ماه زودتر بیاید...

.

.                                      

                                           

ادامه نوشته

این الطالب بدم مقتول بکربلا...

این بقیه الله...

این المنتظر لاقامه الامت...

این الموءمل لاحیاء الکتاب و حدوده ، این محیی معالم الدین و اهله...

این معز الاولیاء و مذل الاعداء ، این جامع الکلمه علی التقوی...

این باب الله...

این وجه الله الذی الیه یتوجه الاولیاء...

این السبب المتصل بین الارض و السماء...

این صاحب الیوم الفتح...

این الطالب بدم مقتول بکربلا...

این ابن النبی المصطفی و ابن علی المرتضی...

(فراز هایی از دعای ندبه)

                                           خدا کند این ماه زودتر بیاید...

خداوندا اگر حائل شد بین من و او مرگ پس مرا از گور بیرون آر...

اَللّـهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظيمِ ، وَ رَبَّ الْكُرْسِيِّ الرَّفيعِ (خدايا اى پروردگار نور بزرگ و پروردگار كرسى بلند )

.

.

( خدايا قرار ده مرا از ياران و كمك كارانش و دفاع كنندگان از او و شتابندگان بسوى او در برآوردن خواسته هايش و انجام دستورات) 

(و اوامرش و مدافعين از آن حضرت و پيشى گيرندگان بسوى خواسته اش و شهادت يافتگان پيش رويش)


(خدايا اگر حائل شد ميان من و او آن مرگى كه قرار داده اى آن را بر بندگانت حتمى و)

(مقرر پس بيرونم آر از گورم ،  كفن به خود پيچيده با شميشر آخته  ، و نيزه برهنه ،  پاسخ ‌گويان به

نداى آن خواننده بزرگوار در شهر و باديه )

(خدايا بنمايان به من آن جمال ارجمند و آن پيشانى نورانى پسنديده را)

( و سرمه وصال ديدارش را به يك نگاه به ديده ام بكش )

(و شتاب كن در ظهورش و آسان گردان خروجش را و وسيع گردان راهش را )

(زيرا كه تو فرمودى و گفته ات حق است كه فرمودى : آشكار شد تبهكارى در خشكى و دريا بخاطر كرده

هاى مردم)

(پس آشكار كن براى ما خدايا نماينده ات را و فرزند دختر پيامبرت كه همنام رسول تو است)

.

.

(اي خدا غم و اندوه دوري آن بزرگوار را به واسطه ظهورش از قلوب اين امت برطرف گردان و براي آرامش دل

های ما به ظهورش تعجيل فرما)

انهم يرونه بعيدا  و نريه قريبا برحمتك يا الرحمن الراحمين

(اينان ظهورش را دور پندارند ولى ما كه نزديك مى بينيم به امید رحمتت اى مهربانترین مهربانان)

العجل العجل  يا مولاي يا صاحب الزمان

(شتاب كن شتاب كن اي مولاي من اي صاحب زمان)

(فراز هایی از دعای عهد با امام حی(عج))

خدا کند این ماه زودبر بیاید......

ادامه نوشته

سوالی که از دوستانم دارم...

به نام خداوند بخشنده مهربان

آن زمان که حضرت زکریا به پروردگارش گفت:

پروردگار من:در اثر پیری استخوانم ضعیف، و موی سرم سفید شده است...

من از آینده قوم خویش و وارثانم بیم دارم،و همسرم نازا است.به من از جانب خویش فرزندی عطا کن تا

از من و خاندان یعقوب ارث ببرد. و ای پروردگار من او را پسندیده و خوب گردان.

(پس خداوند به او گفت:)ای زکریا ما به تو مژده پسری میدهیم که نامش یحیی است.

(پس زکریا گفت:)چگونه ممکن است،در صورتی که همسرم نازا است و من هم پیر شده ام؟

(و خداوند فرمود:)این کار برای من آسان است. همانگونه که تو را قبل از این خلق کردم.

(آیات ۱تا ۹ سوره مبارکه مریم)

.

.

و سپس خداوند قادر پسری به نام یحیی به حضرت زکریا عطا فرمود. 

(و خداوند فرمود:)ای یحیی! کتاب خدا را با قوت بگیر. و ما فرمان نبوت را در کودکی به وی دادیم.

(آیه ۱۲ سوره مبارکه مریم)

------------------------------------------------------

در آن زمان که حضرت مریم در طرف شرقی مسجد الاقصی از اقوام خویش کناره گرفت خداوند قادر روح

خود را به صورت یک انسان مجسم کرد و به سمت او فرو فرستاد.

مریم همین که این انسان را دید ترسید و گفت:

اگر مردی هستی که به من سو ء قصد داری، پناه میبرم به خدای رحمان از نیت شوم تو.

آن انسان(روح خدا) به مریم گفت:من فرستاده ی پروردگار تو هستم ،تا پسری به تو عطا کنم.

مریم گفت:چگونه ممکن است دارای پسری شوم در صورتی که هیچ مردی به من دست نزده و با هیچ

انسانی رابطه نداشتم و زنا کار هم نبوده ام؟ 

آن مرد گفت:پروردگار تو این چنین است.این رحمت و نشانه ای است از جانب پروردگارت.

پس حضرت مریم حامله شد.

(آیات ۱۶ تا ۲۲ سوره مبارکه مریم)

.

.

چون فرزندش را به دنیا آورد، او را در بغل گرفت و نزد آشنایان خود برد.

آشنایان شگفت زده شدند و به مریم گمان بد کردند و به او گفتند: تو پدر و مادر خوبی داشتی و مادرت

هم زناکار نبود؟

(آیات ۲۷ و ۲۸ سوره مبارکه مریم)

.

.

حضرت مریم که به فرمان خدا روزه سکوت داشت به مولود اشاره کرد تا آنها را آگاه سازد.

[آشنایان حضرت مریم]گفتند:چگونه با کسی که در گهواره است سخن کنیم؟

(آیه ۲۹ سوره مبارکه مریم)

.

.

حضرت عیسی به اذن خداوند زبان گشود و به آنها فرمود: من بنده خدا هستم و مرا کتاب داد

و پیغمبر خود کرده است.

(آیه ۳۰ سوره مبارکه مریم)

---------------------------------------------------- 

و حال سوالی که از دوستانم دارم این است :

مگر خداوند در آیه ی ۱۲ سوره ی مبارکه مریم نمی فرماید ما فرمان نبوت را در کودکی به یحیی عطا

کردیم ؟

و یا اینکه در آیه ی ۳۰ سوره ی مریم نمی فرماید: به عیسی در زمانی که در گهواره بود کتاب دادیم و

به عنوان پیامبر خود برگزیدیم؟

پس چرا ما شیعیان در برابر سوالاتی که اهل تسنن از ما می کنند و می گویند:"مگر میشود باور کرد

کودکی ۵ ساله به مقام امامت و ولایت منصوب شود؟" سکوت می کنیم و به سوالات احمقانه ی

آنها جواب نمیدهیم؟(واقعا به کجا میرویم...؟)

 پس چرا از این دلایل روشنی که در قرآن شریف است استفاده نمی کنیم  و به سوالات آنها جواب

 نمی دهیم و به آنها نمی گوییم پس چرا حضرت یحیی و حضرت عیسی(ع) در دوران کودکی و

نوزادی به مقام نبوت رسیدند ؟ 

 

                                    خدا کند این ماه زودتر بیاید...